السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
565
تفسير الميزان ( فارسي )
ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از كلمه « سلام » اين است كه : در آن شب ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مىدهند . برگشت اين معنا هم به همان معناى اول است و اين دو آيه يعنى آيه « تنزل الملائكة و الروح » تا آخر سوره در معناى تفسيرى است براى آيه قبلى كه مىفرمود * ( « لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ » ) * . بحث روايتى در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابو ذر روايت آورده كه گفت : به رسول خدا ( ص ) عرضه داشتم يا رسول اللَّه آيا شب قدر شبى است كه در عهد انبياء بوده و امر بر آنان نازل مىشده و چون از دنيا مىرفتند نزول امر در آن شب تعطيل مىشده است ؟ فرمود : نه بلكه شب قدر تا قيامت هست « 2 » . مؤلف : در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده « 3 » . و در مجمع البيان است كه از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از شب قدر پرسيدم ، فرمود در نوزدهم رمضان و بيست و يكم و بيست و سوم جستجويش كن « 4 » . مؤلف : در معناى اين روايات رواياتى ديگر نيز هست ، و در بعضى از اخبار ترديد بين دو شب شده ، يكى بيست و يكم و ديگرى بيست و سوم ، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام باقر ( ع ) روايت كرده « 5 » . و از رواياتى ديگر استفاده مىشود كه شب قدر خصوص بيست و سوم است ، و اگر معينش نكردهاند به منظور تعظيم امر آن بوده ، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نكنند « 6 » . و نيز در تفسير عياشى در روايت عبد اللَّه بن بكير از زراره از يكى از دو امام باقر و صادق ( ع ) آمده كه فرمود : شب بيست و سوم همان شب جهنى است ، و حديث جهنى اين است كه گفت : به رسول خدا ( ص ) عرضه داشتم : منزل من از مدينه دور است ، دستورم بده در شب معينى داخل مدينه شوم فرمود : شب بيست و سوم داخل شو « 7 » .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 197 . ( 2 ) تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 488 ، ح 26 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 371 . ( 4 و 5 و 6 و 7 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 519 .